قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2371
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و چهل و نهم از رحلت خير البشر در اوايل اين سال ، قراارسلان « 1 » سلجوقى كه از ابناى أعمام سلطان البارسلان بود و از قبل او حاكم كرمان ، به اغواى وزيرش بر البارسلان عاصى گشت و نام او را از خطبه بينداخت . چون اين خبر ، به سمع سلطان البارسلان رسيد با عساكر گردونمآثر ، عنان عزيمت به صوب كرمان منعطف داشت . و چون به حوالى كرمان رسيد ، قراول سلطان البارسلان به قراول قراارسلان رسيدند و بعد از محاربه و مقاتلهء بسيار ، قراول قراارسلان طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد . و چون اين خبر به قراارسلان رسيد دانست كه او را تاب و توانايى جنگ سلطان البارسلان نيست ، در كار خود متحيّر و فروماند و مردم او گريخته به اطراف و جوانب متفرّق شدند و او بالضّروره پناه به قلعهء جيرفت برده در آنجا متحصّن گشت . و سلطان البارسلان كس پيش او فرستاده پيغام داد كه : تحصن تو به امثال اين مواضع بسيار بىفايده است ؛ چه ، ما از گرفتن اين نوع قلاع عاجز نيستيم و در يك لحظه قلعهاى كه در متانت و حصانت هزار برابر اين قلعه باشد مىتوانيم گرفت . بههرحال ، چون بر ما ظاهر شده كه اين حركت از تو نبوده ، بلكه به اغواى وزير ، بر اين امر اقدام نمودهاى ، الحال صلاح در آن است كه طوق بندگى و اطاعت در گردن انداخته به خدمت ما مشرّف شوى كه باز ولايت كرمان را به تو مىگذاريم و يقين ما است كه هرگاه كه تو خيال مخالفت ما به خاطر خود بگذرانى سعى در زوال دولت خود خواهى كرد .
--> ( 1 ) . مراد ملك قاورد [ - قورد ، لفظ تركى است به معنى گرگ ] است كه از سال چهار صد و سى و سه هجرى به فرمان عمّ خود طغرل بيگ با تسلّط بر كرمان ، حاكم اين شهر شد و لقب « عماد الدّوله قراارسلان » را براى خود اختيار نمود .